|
قلموی احساس
هنر و ادبیات
|
چرا هروقت من و تو قرار است نامزدکنیم و به دلیلی این موضوع بهم چرا تو هرکار بخواهی میکنی چون پسری چرا تو اگر بعد از ازدواج خطا کنی می توانی بپوشانی اش اما من سنگسار میشوم؟ چرا تمام زحمات نه ماهه بارداری و بزرگ کردن فرزندم با من است اما حتی در انتخاب اسم کوچکش سلیقه تو ارجحیت دارد چرا من این همه درس میخوانم اما برای سر کار رفتن نیاز به اجازه تو دارم چرا حتی اجازه ندارم حتی اگر تو نباشی قیم فرزندم باشم. چرا من بایدتمام دستوراتی که خدا گفته انجام بدهم،تمکین کنم ،بدون اجازه توازخانه بیرو ن نروم.و رضایت تو را در هر حال جلب کنم اما حتی اگر مهریه ای معقول داشته باشم تو از دادن ان که تنها حق طبیعی من است طفره می روی؟ ایا واقعا من وتو حقوق یکسانی داریم...؟ [ ۱۳٩۱/۳/۳ ] [ ٥:۱۸ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩۱/۱/٢٠ ] [ ٧:۱٠ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩۱/۱/٢٠ ] [ ٧:٠٤ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
فقط وجود پدرمه که باعث می شه باور کنم فرشته ها می تونن مرد هم باشن!!! [ ۱۳٩۱/۱/۸ ] [ ٩:٥٧ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
کسی رو دوست داشته باش که قلبش اونقد بزرگ باشه که برای جاکردن خودت توقلبش مجبور نشی خودت روکوچیک کنی
کلاغه باخیال راحت دونه های دام رومیخوره،چون میدونست کسی توی قفسش کلاغ نگه نمیداره
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ ] [ ۸:٠٧ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم. نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه. می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم.
[ ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ ] [ ۱۱:۱٢ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
نمیدانم شریک تخت خوابت کیست ... اما هنوز، شریک بی خوابی من تویی
[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۱:٠۳ ق.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
زنان...عاشق مردانی می شوند که قدرت نگاه مردانه شان بتواند دنیای زنانه های آن هارا تسخیر کند! زن معنی تمام نگاه ها را می داند میداند...چه نگاهی برای دیدن قلبش است...! چه نگاهی برای... کشف اندامش! به قول ضرب المثل قدیمی پنجره ی قلب زن چشمانش است
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ ] [ ٥:٤٦ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
پروانه ها را بگویید ، دست از خودسوزی بردارند !
این روزهـــا شمع ها هــم ، اشک ِتمساح میریزند ...!!
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ ] [ ٥:۳٩ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
از هبوط سقوط میکنم از شب بی ستاره ی تختم دزدکی از تو شعر میگویم گوشه ی جزوهای بدبختم
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ ] [ ٦:٠۸ ب.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
دیگر نمی گویم گشتم نبــــود نگرد نیست ! بگذار صادقانه بگویم گشتیم ! اتفاقابود ! فقط مال ما نبود ! شما بگردید ! لابد مال شماست. [ ۱۳٩٠/٩/٢٩ ] [ ٩:٤۱ ق.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
برای دیدن عکس ها در سایز و حالت واقعی ذخیرشون کنین :) بعضی هاش قدیمیه ولی چون کمتر جایی بودن گذاشتمشون نظر یادتون نره
[ ۱۳٩٠/٩/٢٥ ] [ ٢:٥٦ ق.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩٠/٩/٢٥ ] [ ۱:٢٠ ق.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
برای دیدن عکس ها در اندازه ی حقیقی اون ها رو ذخیره کنین
[ ۱۳٩٠/۸/۱۸ ] [ ٢:٠٠ ق.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
آن روز که یوسف هایت را نوبت به نوبت به بهایی تاخیر حتی به کلافی از نخ می فروختی باید می دانستی که شهر پر از زلیخاهایی است که آماده عاشق شدن هستند!!!!!!!!!!!!!!
[ ۱۳٩٠/۸/۱۸ ] [ ۱:٤٦ ق.ظ ] [ ملیحه ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |